رفتن به محتوای اصلی

زیان گریزی در ترید؛ چرا ضرر را نمی‌بندیم و سود را زود می‌فروشیم

آنچه می‌خوانید...

چرا پوزیشن زیان‌ده را به امید برگشت نگه می‌داریم و سود را زود می‌بندیم؟ در این راهنما ریشهٔ زیان گریزی را از متن مقاله‌های کانمن و تورسکی و دادهٔ 10,000 حساب در پژوهش ادین مرور می‌کنیم. بعد با یک مثال فرضی هزینه‌اش را حساب می‌کنیم و پنج قاعدهٔ عملی برای مهارش می‌دهیم.

با دنبال کردن ارزینجا در گوگل، خبرها و مطالب ما در بخش «اخبار برتر» جست‌وجوهایتان بیشتر به شما نشان داده می‌شود.

زیان گریزی در ترید؛ ترازوی برنجی که وزنهٔ سنگین آهنی ضرر آن را پایین کشیده و مکعب سبز سود بالا مانده است، کنار سکهٔ بیت کوین

زیان گریزی در ترید یعنی درد از دست دادن پول برای ما بیشتر از لذت به دست آوردن همان مبلغ است و همین تفاوت، تصمیم معامله را کج می‌کند. نتیجه‌اش الگویی آشناست: پوزیشن زیان‌ده را به امید برگشت نگه می‌داریم و پوزیشن سودده را زود می‌فروشیم. چاره‌اش ارادهٔ بیشتر نیست؛ قاعده‌ای است که پیش از ورود نوشته شود.

اگر تا حالا گفته‌اید «این یکی را نمی‌فروشم تا برگردد» و همان روز سود یک پوزیشن دیگر را با خیال راحت بسته‌اید، تنها نیستید. خبر خوب این است که این خطا قابل‌پیش‌بینی است و وقتی بدانید ذهن کجا می‌لغزد، می‌توانید از قبل جلویش نرده بگذارید.

در این راهنما اول سراغ خود مقاله‌هایی می‌رویم که زیان گریزی و اثر تمایل را تعریف و اندازه‌گیری کردند و اعدادشان را از متن اصلی می‌آوریم. بعد نشانه‌های این سوگیری را در ترید کریپتو مرور می‌کنیم، با یک مثال فرضی تومانی هزینه‌اش را حساب می‌کنیم و در پایان پنج قاعدهٔ عملی می‌دهیم که جلوی آن را می‌گیرند. این مقاله هم‌خانوادهٔ راهنمای ما دربارهٔ اثر لنگر در معامله است؛ آنجا دیدیم عدد مرجع چطور ساخته می‌شود و اینجا می‌بینیم چرا فاصله گرفتن از آن عدد این‌قدر درد دارد.

زیان گریزی در ترید یعنی چه و از کجا آمده است؟

ریشهٔ زیان گریزی «نظریهٔ چشم‌انداز» (Prospect Theory) است که دنیل کانمن و آموس تورسکی در مارس 1979 در مجلهٔ Econometrica (جلد 47، شمارهٔ 2) منتشر کردند و در آن نوشتند زیان‌ها بزرگ‌تر از سودها به چشم می‌آیند (losses loom larger than gains). به تعبیر خود مقاله، رنجشی که از دست دادن یک مبلغ پول ایجاد می‌کند، بیشتر از لذت به دست آوردن همان مبلغ است و بیشتر مردم یک شرط متقارن پنجاه‌پنجاه را آشکارا نامطلوب می‌دانند.

نکتهٔ دوم مقاله برای معامله‌گر حتی مهم‌تر است: ارزش هر نتیجه نسبت به یک «نقطهٔ مرجع» سنجیده می‌شود، نه نسبت به کل دارایی. طبق چکیدهٔ مقاله، تابع ارزش برای سودها معمولاً مقعر است، برای زیان‌ها محدب، و در سمت زیان شیب تندتری دارد. در ترید، نقطهٔ مرجع تقریباً همیشه قیمت خرید است؛ برای همین یک دارایی با ارزش امروز یکسان، برای کسی که بالاتر خریده «زیان» است و برای کسی که پایین‌تر خریده «سود».

اثر بازتاب: محتاط در سود، قمارباز در زیان

آزمایشی در همین مقاله دقیقاً رفتار معامله‌گر زیان‌ده را نشان می‌دهد. از 95 پاسخ‌دهنده پرسیده شد بین یک سود قطعی 3,000 واحدی و 80 درصد شانس بردن 4,000 واحد کدام را می‌خواهند؛ 80 درصد سود قطعی را انتخاب کردند. وقتی همان مسئله را برعکس کردند، یعنی زیان قطعی 3,000 در برابر 80 درصد احتمال باختن 4,000، این بار 92 درصد ریسک را پذیرفتند.

نویسندگان این الگو را «اثر بازتاب» نامیدند: ریسک‌گریزی در قلمرو سود با ریسک‌پذیری در قلمرو زیان همراه است. توجه کنید که گزینهٔ ریسکی در حالت زیان، امید ریاضی بدتری داشت (منفی 3,200 در برابر منفی 3,000)، ولی اکثریت باز هم سراغش رفتند. متن کامل در نسخهٔ PDF مقالهٔ نظریهٔ چشم‌انداز (Econometrica، 1979) در دسترس است.

به زبان ترید: در سود، سود قطعی را برمی‌داریم؛ در زیان، «شانس برگشت» را به زیان قطعی ترجیح می‌دهیم، حتی اگر احتمال‌ها به نفع ما نباشد.

ضریب حدود 2 برای زیان گریزی از کجا آمده است؟

جملهٔ مشهور «درد زیان حدود دو برابر لذت سود است» از مقالهٔ سال 1992 تورسکی و کانمن در Journal of Risk and Uncertainty (جلد 5) می‌آید که میانهٔ ضریب زیان گریزی، یعنی λ، را 2.25 برآورد کرد. این مقاله نسخهٔ تکمیلی نظریه را با نام «نظریهٔ چشم‌انداز تجمعی» معرفی کرد.

طبق متن مقاله، آزمودنی‌ها 25 دانشجوی تحصیلات تکمیلی از برکلی و استنفورد بودند و هر نفر 25 دلار برای شرکت دریافت کرد. میانهٔ توان تابع ارزش هم برای سود و هم برای زیان 0.88 به دست آمد و میانهٔ λ برابر 2.25 بود که نویسندگان آن را نشانهٔ «زیان گریزی آشکار» دانستند. در آزمون جداگانه‌ای با شرط‌هایی که هم سود و هم زیان داشتند، نتیجه با ضریب زیان گریزی «حدود 2» سازگار بود.

احتیاط لازم: 2.25 میانهٔ برآورد 25 دانشجو در شرط‌های آزمایشی است، نه ثابت جهانی ذهن انسان، و از فردی به فرد دیگر فرق دارد. با این حال پیام کلی روشن است: برای بیشتر ما، از دست دادن یک میلیون تومان تقریباً به اندازهٔ به دست آوردن دو میلیون تومان یا بیشتر حس می‌شود.

اثر تمایل چیست و دادهٔ واقعی معامله‌گران چه نشان می‌دهد؟

اثر تمایل (disposition effect) گرایش به نگه داشتن طولانی سرمایه‌گذاری‌های زیان‌ده و فروش زودهنگام سرمایه‌گذاری‌های سودده است؛ هرش شفرین و مایر استتمن این الگو را در سال 1985 نام‌گذاری کردند و تری ادین در اکتبر 1998 در Journal of Finance آن را با دادهٔ واقعی معاملات آزمود. اثر تمایل در واقع شکل بازاری زیان گریزی است.

ادین سوابق معاملاتی 10,000 حساب را در یک کارگزاری تخفیفی سراسری در آمریکا، از ژانویهٔ 1987 تا دسامبر 1993، بررسی کرد. چون در بازار صعودی طبیعتاً سودده‌های بیشتری در سبد هست، او به‌جای شمردن ساده، در هر روزی که فروشی انجام شده بود دو نسبت ساخت:

  • نسبت سودهای تحقق‌یافته (PGR): از همهٔ سهم‌هایی که آن روز در سود بودند، چه سهمی واقعاً فروخته شد.
  • نسبت زیان‌های تحقق‌یافته (PLR): از همهٔ سهم‌هایی که آن روز در زیان بودند، چه سهمی واقعاً فروخته شد.
وزنهٔ آهنی سنگین که با زنجیر به پایهٔ میز بسته شده و مکعب سبز سود لب میز مانده است؛ نماد نگه داشتن ضرر و فروش زودهنگام سود در زیان گریزی در ترید

در کل سال، PGR برابر 0.148 و PLR برابر 0.098 شد. به گفتهٔ خود مقاله، این یعنی سهمی که در سود است، روزبه‌روز بیش از 50 درصد محتمل‌تر از سهم زیان‌ده فروخته می‌شود. ادین نشان داد این ترجیح با متعادل‌سازی سبد یا هزینهٔ بالاتر معامله در قیمت‌های پایین توضیح داده نمی‌شود.

تکان‌دهنده‌ترین بخش، عملکرد بعدی بود. سهم‌های سوددهی که فروخته شدند، در یک سال بعد به‌طور میانگین 3.4 واحد درصد بازده مازاد بیشتری از سهم‌های زیان‌ده نگه‌داشته‌شده داشتند. ادین نتیجه گرفت سرمایه‌گذارانی که بازنده‌ها را به امید عملکرد بهتر نگه می‌دارند، به‌طور میانگین اشتباه می‌کنند. جزئیات روش و جدول‌ها در نسخهٔ نویسنده از مقالهٔ ادین (Journal of Finance، 1998) آمده است.

یک یافتهٔ دیگر این مقاله کلید راه‌حل است. نسبت PGR به PLR از 2.1 در ژانویه به 0.85 در دسامبر رسید، یعنی در ماه آخر سال میلادی، سرمایه‌گذاران این داده زیان‌ها را با نرخ بالاتری از سودها بستند. ادین این را با فروش مالیاتی توضیح می‌دهد و نقل می‌کند که شفرین و استتمن آن را نوعی «خودکنترلی» می‌دانستند: ضرب‌الاجل بیرونی پایان سال، فروش بازنده‌ها را ممکن می‌کند. یعنی قاعدهٔ بیرونی کاری می‌کند که اراده نمی‌کند.

احتیاط لازم را هم بگوییم: این داده مال سهام آمریکا در سال‌های 1987 تا 1993 است و خود ادین احتمال سوگیری بقا را در داده‌اش ذکر می‌کند. پژوهش رسمی‌ای که اندازهٔ اثر تمایل را در بازار رمزارز سنجیده باشد، در منابعی که خواندیم نبود. آنچه دربارهٔ کریپتو می‌گوییم، کاربرد همین سازوکار است، نه نتیجهٔ یک مطالعهٔ اختصاصی.

نشانه‌های زیان گریزی در ترید کریپتو کدام‌اند؟

نشانه‌های زیان گریزی در ترید کریپتو همان دو رفتاری است که ادین اندازه گرفت، یعنی نگه داشتن زیان‌ده و فروش زودِ سودده، به‌علاوهٔ ریسک‌پذیری ناگهانی بعد از زیان که در اثر بازتاب دیدیم. اگر چند مورد از این فهرست برایتان آشناست، زیان گریزی پشت فرمان معاملاتتان نشسته است:

  • حد ضرر متحرک به سمت پایین: قیمت به حد ضرر نزدیک می‌شود و شما آن را کمی پایین‌تر می‌برید، «فقط این بار».
  • معاملهٔ کوتاه‌مدتی که بلندمدت شد: برای چند روز وارد شدید، ولی حالا که در زیان است، اسمش را گذاشته‌اید سرمایه‌گذاری بلندمدت.
  • فروش سودده برای نقدینگی: پول لازم دارید و اولین چیزی که می‌فروشید، دارایی سبز است؛ قرمزها دست‌نخورده می‌مانند.
  • بستن سود در اولین حرکت: هر سود کوچکی را فوراً می‌بندید که «از دست نرود»، ولی زیان‌ها را تا عمق می‌برید.
  • خرید بیشتر بدون برنامه: فقط برای پایین آوردن میانگین قیمت خرید، نه با تحلیل تازه، روی پوزیشن زیان‌ده می‌خرید.
  • معاملهٔ جبرانی: بعد از یک زیان، با حجم بزرگ‌تر یا ریسک بیشتر وارد می‌شوید تا سریع برگردید؛ همان 92 درصد آزمایش کانمن و تورسکی.
  • فرار از دیدن عدد: اپ را باز نمی‌کنید، چون دیدن عدد قرمز درد دارد.

البته هر عدد قرمزی زیان بازار نیست؛ درست بعد از خرید، بخشی از آن هزینهٔ ورود است. فرقش را در مقالهٔ چرا بعد از خرید ارز دیجیتال عدد قرمز می‌بینیم توضیح داده‌ایم. اگر هم مطمئن نیستید سود و زیان تحقق‌یافته و تحقق‌نیافته را درست حساب می‌کنید، آموزش محاسبهٔ PNL در معاملات نقطهٔ شروع خوبی است. روی دیگر سکه هم ترس از جا ماندن است که بعد از فروش زودهنگام، شما را با قیمت بالاتر دوباره وارد بازار می‌کند؛ سازوکارش در مقالهٔ فومو در ترید و راه‌های کنترلش آمده است.

زیان گریزی در یک معاملهٔ فرضی چه شکلی دارد؟

در یک مثال فرضی، زیان گریزی باعث می‌شود معامله‌گر برای تأمین نقدینگی، پوزیشن سودده را بفروشد و زیان‌ده را نگه دارد؛ تصمیمی که در ظاهر بی‌دردتر است، ولی زیان را بزرگ‌تر می‌کند. اعداد زیر کاملاً فرضی‌اند و فقط برای نشان دادن سازوکارند.

سارا 40 میلیون تومان دارد: 20 میلیون بیت کوین خریده و 20 میلیون یک آلت‌کوین کم‌حجم. یک ماه بعد، بیت کوینش 18 درصد سود دارد و ارزشش 23.6 میلیون تومان است. آلت‌کوین 30 درصد زیان دارد و 14 میلیون تومان می‌ارزد. حالا سارا 10 میلیون تومان برای یک هزینهٔ ضروری لازم دارد.

زیان گریزی جواب را از قبل آماده کرده است: «بیت کوین را می‌فروشم، چون در سودم. آلت‌کوین را نگه می‌دارم تا برگردد.» فروش بیت کوین به خودی خود اشتباه نیست؛ مشکل این است که سارا فقط پرسید کدام فروش درد کمتری دارد. ماه بعد آلت‌کوین 45 درصد زیر قیمت خرید است و ارزشش به 11 میلیون تومان رسیده است.

اینجا ریاضی ساده‌ای وارد می‌شود که زیان گریزی دوست ندارد ببیند: هرچه زیان عمیق‌تر شود، رشدی که برای برگشت به قیمت خرید لازم است، سریع‌تر بزرگ می‌شود.

  • زیان 10 درصد برای سربه‌سر شدن حدود 11.1 درصد رشد می‌خواهد.
  • زیان 20 درصد، 25 درصد رشد می‌خواهد.
  • زیان 30 درصد، حدود 42.9 درصد رشد می‌خواهد.
  • زیان 45 درصد، حدود 81.8 درصد رشد می‌خواهد.
  • زیان 50 درصد، 100 درصد رشد می‌خواهد.

حالا همان سارا را با یک قاعده تصور کنید. او پیش از خرید آلت‌کوین نوشته بود: «اگر 12 درصد زیر قیمت ورود رفت، خارج می‌شوم.» زیانش 2.4 میلیون تومان می‌شد، 17.6 میلیون تومان سرمایه آزاد می‌ماند و برای هزینهٔ ضروری لازم نبود به بیت کوین دست بزند. قاعده زیان را حذف نکرد؛ فقط نگذاشت بزرگ شود.

کدام قاعده‌ها جلوی زیان گریزی در ترید را می‌گیرند؟

میز فرمان برنجی با دو دریچهٔ سبز و کهربایی قفل‌شده روی ریل کنار ژورنال چرمی؛ نماد حد سود و حد ضرر از پیش تعیین‌شده در برابر زیان گریزی در ترید

قاعده‌ای که پیش از ورود و با ذهن آرام نوشته شود، جلوی زیان گریزی در ترید را بهتر از تصمیم لحظه‌ای می‌گیرد؛ همان منطقی که در ضرب‌الاجل دسامبر دادهٔ ادین دیدیم. وقتی تصمیم از قبل گرفته شده باشد، لحظهٔ زیان دیگر لحظهٔ تصمیم نیست، فقط لحظهٔ اجراست. پیشنهاد ما این پنج قاعده است:

  1. حد ضرر از پیش تعیین‌شده: نقطهٔ خروج را پیش از خرید بنویسید، جایی که ایدهٔ معامله باطل می‌شود، نه جایی که «تحمل دردش را دارم». بعد از ورود، حد ضرر فقط به سمت کاهش ریسک جابه‌جا می‌شود، هرگز دورتر. در راهنمای معامله پیشرفتهٔ ما دو نوع سفارش آمده است، قیمت پیشنهادی و قیمت بازار، و سفارش حد ضرر خودکار در آن ذکر نشده است؛ پس عدد خروج را یادداشت کنید و وقتی قیمت به آن رسید، با «قیمت بازار» اجرایش کنید. روش انتخاب این نقطه را در راهنمای ست کردن حد ضرر ببینید.
  2. حد سود پله‌ای: به‌جای اینکه کل سود را در اولین حرکت ببندید، خروج را تقسیم کنید. مثلاً یک‌سوم پوزیشن در 10 درصد سود، یک‌سوم در 20 درصد، و برای باقی، حد ضرر را به قیمت ورود ببرید. این کار هم نیاز ذهن به «سود قطعی» را برآورده می‌کند و هم نمی‌گذارد همهٔ سود را زود ببندید. منطق برداشت سود در مقالهٔ سیو سود و مدیریت سود آمده است.
  3. اندازهٔ پوزیشن متناسب با حد ضرر: زیانی که کوچک باشد، بستنش هم درد کمتری دارد. فرمول ساده این است: اندازهٔ پوزیشن برابر است با مبلغی که حاضرید در این معامله از دست بدهید، تقسیم بر فاصلهٔ حد ضرر. با سرمایهٔ 50 میلیون تومانی و سقف ریسک 1 درصد (این عدد مثال ماست، نه قانون)، می‌توانید 500 هزار تومان ریسک کنید؛ اگر حد ضرر 8 درصد زیر ورود باشد، پوزیشن 6.25 میلیون تومان می‌شود. محاسبهٔ کامل در آموزش محاسبهٔ سایز پوزیشن آمده است.
  4. ژورنال با ستون «حد ضرر جابه‌جا شد؟»: برای هر معامله، حد ضرر و هدف برنامه‌ریزی‌شده، خروج واقعی و دلیل خروج را بنویسید. هر ماه یک PGR و PLR شخصی هم حساب کنید: چند درصد از پوزیشن‌های سودده را بستید و چند درصد از زیان‌ده‌ها را. اگر عدد اول مدام بزرگ‌تر است، اثر تمایل را در کار خودتان پیدا کرده‌اید. قالب این دفترچه را در ژورنال معاملاتی برای جلوگیری از ضرر تکراری می‌بینید.
  5. قاعدهٔ «اگر امروز نداشتم، می‌خریدم؟»: هر هفته، برای هر پوزیشن زیان‌ده، قیمت خرید را کنار بگذارید و بپرسید آیا با دادهٔ امروز همین دارایی را با همین قیمت می‌خریدید. اگر جواب «نه» است، نگه داشتنش هم یک خرید تازه است که دلیل ندارد. یادتان باشد در دادهٔ ادین، زیان‌ده‌هایی که به امید برگشت نگه داشته شدند، به‌طور میانگین از سودده‌های فروخته‌شده عقب ماندند.

جدول زیر هر رفتار رایج را با قاعدهٔ اصلاحی‌اش کنار هم می‌گذارد:

رفتارزیان گریزی چه می‌گویدقاعدهٔ اصلاحی
پایین بردن حد ضرر«بستن یعنی زیان قطعی؛ کمی صبر کنم شاید برگردد»حد ضرر پیش از ورود نوشته شود و فقط به سمت کاهش ریسک جابه‌جا شود
بستن کل سود در اولین حرکت«سود قطعی را بردار، شاید از دست برود»حد سود پله‌ای با سفارش‌های از پیش ثبت‌شده
فروش سودده برای نقدینگی«فروش زیان‌ده یعنی اعتراف به اشتباه»پرسش «اگر امروز نداشتم، می‌خریدم؟» برای همهٔ دارایی‌ها، نه فقط سبزها
معاملهٔ جبرانی با حجم بزرگ‌تر«در قلمرو زیان، ریسک بیشتر ارزش امتحان دارد»اندازهٔ پوزیشن با فرمول ثابت؛ سقف ریسک هر معامله بعد از زیان بالا نمی‌رود
خرید بیشتر برای پایین آوردن میانگین«اگر میانگین پایین بیاید، زودتر به سربه‌سر می‌رسم»خرید پله‌ای فقط اگر پیش از ورود برنامه‌ریزی شده باشد؛ در ژورنال ثبت شود

پیشنهاد ما

خروج را پیش از ورود ثبت کنید

در معامله پیشرفتهٔ ارزینجا می‌توانید سفارش فروش را با قیمت پیشنهادی خودتان ثبت کنید و پله‌های حد سود را از قبل در فهرست سفارش‌های باز بگذارید. کارمزد معاملات پیشرفته را هم در همهٔ بازارهای پیشرفته حذف کرده‌ایم؛ پس پله‌پله خارج شدن هزینهٔ معاملاتی اضافه ندارد.

راهنمای ثبت سفارش در معامله پیشرفته

جمع‌بندی: با زیان گریزی در ترید چه کنیم؟

زیان گریزی در ترید خطای قابل‌پیش‌بینی ذهن است، نه ضعف شخصی. زیان‌ها بزرگ‌تر از سودها به چشم می‌آیند، در قلمرو زیان ریسک‌پذیر می‌شویم و طبق دادهٔ ادین، سودده‌ها را بیش از 50 درصد محتمل‌تر از زیان‌ده‌ها می‌فروشیم؛ تصمیمی که به‌طور میانگین به ضرر سرمایه‌گذاران تمام شد.

راه مهارش قاعده است، نه اراده: حد ضرری که پیش از ورود نوشته شده، حد سود پله‌ای، اندازهٔ پوزیشنی که زیانش قابل‌تحمل باشد، ژورنالی که جابه‌جایی حد ضرر را ثبت کند و پرسش هفتگی «اگر امروز نداشتم، می‌خریدم؟». پیشنهاد ما این است که اولین معاملهٔ بعدی‌تان را با همین پنج قاعده شروع کنید. قیمت لحظه‌ای صدها رمزارز را در بازار ارزینجا ببینید، یا برای تمرین اول، برنامهٔ ورود و خروجتان را روی صفحهٔ قیمت و خرید بیت کوین بنویسید و بعد تصمیم بگیرید.

این مطلب صرفاً آموزشی است و توصیهٔ مالی نیست. اعداد مثال سارا و مثال اندازهٔ پوزیشن فرضی‌اند و بازار رمزارزها نوسان شدید دارد؛ هیچ قاعده‌ای زیان را صفر نمی‌کند و تصمیم خرید و فروش با خود شماست.

سوالات متداول

زیان گریزی با ریسک گریزی چه فرقی دارد؟

ریسک‌گریزی یعنی ترجیح نتیجهٔ قطعی بر هر شرطی با همان امید ریاضی. زیان گریزی یعنی زیان از سود هم‌اندازه سنگین‌تر حس شود. طبق نظریهٔ چشم‌انداز کانمن و تورسکی (1979)، این دو با هم جمع نمی‌شوند: همان کسی که در قلمرو سود ریسک‌گریز است، در قلمرو زیان ریسک‌پذیر می‌شود تا زیان قطعی را نپذیرد.

آیا معامله‌گران فعال و باتجربه هم دچار اثر تمایل می‌شوند؟

بله، دست‌کم در دادهٔ ادین (1998). او حساب‌ها را به ده درصد پرمعامله‌ترین معامله‌گران، که 57 درصد کل معاملات را انجام داده بودند، و بقیه تقسیم کرد. در هر دو گروه، نسبت سودهای تحقق‌یافته به‌طور معناداری بیشتر از زیان‌های تحقق‌یافته بود؛ برای گروه پرمعامله 0.119 در برابر 0.079. یعنی معامله زیاد به‌تنهایی این سوگیری را از بین نمی‌برد.

از کجا بفهمم حد ضررم را از روی زیان گریزی جابه‌جا کرده‌ام؟

ساده‌ترین راه، مقایسهٔ برنامه با اجراست. اگر در ژورنال، حد ضرر برنامه‌ریزی‌شدهٔ هر معامله را پیش از ورود نوشته باشید، کافی است آن را با قیمت خروج واقعی مقایسه کنید. اگر در معاملات زیان‌ده، خروج واقعی مدام پایین‌تر از حد ضرر برنامه‌ریزی‌شده است و دلیل تحلیلی تازه‌ای هم ثبت نشده، یعنی تصمیم را درد زیان گرفته، نه برنامه.

زیان گریزی در بازار ارز دیجیتال هم با پژوهش اثبات شده است؟

پژوهش‌های پایه‌ای که این سوگیری را اندازه گرفتند، روی شرط‌های آزمایشی (کانمن و تورسکی) و سهام آمریکا در سال‌های 1987 تا 1993 (ادین) انجام شده‌اند، نه روی رمزارز. در منابعی که ما خواندیم، مطالعهٔ رسمی اختصاصی برای اندازهٔ آن در بازار کریپتو پیدا نشد. سازوکار ذهنی همان است، ولی عدد دقیقش برای کریپتو اعلام نشده است.

این مطلب برایتان مفید بود؟

دانیال ده حقی
مدیریت دپارتمان محتوا
من به‌عنوان مدیر واحد محتوا در حوزه ارزهای دیجیتال فعالیت می‌کنم و تمرکزم روی تولید محتوای دقیق، ساده و کاربردیه. سعی می‌کنم موضوعات پیچیده بازار کریپتو رو طوری توضیح بدم که برای همه قابل‌فهم باشه و به کاربرها کمک کنه با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرن.

بهترین مقاله‌های هفته را با ایمیل بگیرید

هر هفته شش آموزش، تحلیل و خبر پرخواننده را انتخاب می‌کنیم و در یک ایمیل کوتاه می‌فرستیم.

نظرات کاربران
می‌خواهم از پاسخ به کامنتم مطلع شوم
اطلاع از
guest

0 دیدکاه های این نوشته
قدیمی ترین‌ها
جدیدترین‌ها رای بیشتر
18
0
در سریعترین زمان ممکن به شما پاسخ خواهیم دادx